تبليغاتX
ღ♥ღصدای خستهღ♥ღ

حريم عشق جمكران.....

 

« اللهم اني اجدد له في هذا اليوم و في كل يوم، عهدا و عقدا و بيعة في رقبتي »

« خدايا من باز تجديد مي كنم عهد و عقد و بيعتي را كه از آن حضرت بر گردن جان من است. »

 

مي آيد از ره مردي سواره                                     بر مركب عشق چون ماه پاره

او كه يگانه در عالمين است                                    برق نگاهش همچو حسين است

            عمامه بر سر همچون پيمبر                                    در بازوانش نيروي حيدر

           مي آيد از ره بوي گل ياس                                     در چشم و ابرو مانند عباس

           مهدي بيايد هر روز و هر شب                                با گريه گويد سالار زينب

 

اي يوسف زهرا بوي غربتت بر مشام هر دلداده مي رسد، ياد پاكت در قلب هر عاشق نهاده مي شود، نام زيبايت هر دل محكمي را مي لرزاند و وجود نازنينت هر عاقلي را عاشق مي كند، زير قدم هايت گل مي رويد ، جهان از نفس تو نفس بر مي دارد و خدا به يمن وجود مقدس تو بر ديگران نظر مي كند.

مسافر كوي آقا علي، جد غريبت، سلطان خراسانيم، ياد او را در دل و ذكر او را در قلب داريم، تو خود توشه سفرمان را تقوا و هديه اي كه از دستان كريمش مي گيريم را شفاعت قرار ده..... .

نوشته شده توسط نرگس و نرجس در و ساعت

امشب همه چیز رو به راه است

همه چیز آرام...آرام... باورت میشود؟

دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم " با یاد تو  "
تو نگرانم نشو !
همه چیز را یاد گرفته ام !
راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم !
یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم !
تو نگرانم نشو !!
همه چيز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !
یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !
یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...
و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !
تو نگرانم نشو !
همه چيز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....
یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!

منبع: وبلاگ آرام خانم (jameshekasteh2.blogfa.com   www.)

نوشته شده توسط نرگس و نرجس در و ساعت

فداي قدمت !

 

در انتظارت زخم ها را نمي شمارم، بي شمارند ، آن ها را وعده ي التيام حضورت مي دهم. اشك ها شب و روز مثل سخاوت ذره هاي نور خورشيد، مثل بخشش دل انگيز تابش ماه ، همراه من اند. به محض دلتنگي ام، سراسيمه حاضر مي شوند، روي آتش جانم مي ريزند.

 از جانم آتش ديگري شعله مي كشد وسرماي هيچ يأسي فرو نمي نشاندش. در حسرت يك گذر آگاهانه، چشم ها را نمي بندم، مي ترسم بگذري و خواب باشم اما .... تا به كي در كمين اين لحظه ها بنشينم. اشك لحظه ها هم در آمده است. هر كدام وقتي مي گذرند روي ديوار حسرت، سنگ نما مي شوند و آواره دلم. قرن هاست اين ديوار، دل دردمندان را هر بار طعنه اي تازه مي زند.

نوشته شده توسط نرگس و نرجس در و ساعت

آواره ي كوي و برزن...!!

 

سال هاست كه در انتظار ديدن جمالت، چشم انتظاريم. به هر گلي كه مي رسيم، بوي تو را در آن جست و جو مي كنيم. در كوچه پس كوچه هاي عشق به دنبال معشوق مي گرديم تا شايد نشاني از تو بيابيم و بتوانيم گرماي وجودت را با تمام وجودمان حس كنيم. چه زيباست لحظه وصال!

يا صاحب الزمان! قلبم آكنده از عشق به شماست، ولي اعمالم، چيزي ديگري مي گويند. شنيده ام كه اندرون قلبم مرا مي بيني و اگر چه اعمالم باعث آزردگي خاطر شماست ولي عشق به وصال وجود نازنينت ، مرا به زندگي و آينده اميدوار مي كند.

           در آن نفس كه بميرم در آرزوي تو باشم

        بدان اميد دهم جان كه خاك كوي تو باشم

 

قلم ناتوان است از نگارش حس عشقي كه خودم هم نمي نتوانم آن را بيان كنم.

مولاي من! آن زمان كه در جست وجوي شما آواره ي كوي و برزن هستم تا نشاني از تو بيابم، وقتي به در خيمه مي رسم ، متوجه مي شوم مانند آن مرد صابوني،غرق در پستي هايي هستم كه مانع رسيدن به وصال محبوب است.

هنگامي كه به درون خود و به فطرت اوليه ي خويش كه خداوند در نهاد همه گذاشته مراجعه مي كنم،با چشم دل آثار و بركات شما را به خوبي مي بينم و جرقه هاي اميد در من شعله ور مي شود.

 

 

 

نوشته شده توسط نرگس و نرجس در و ساعت

يا صاحب الزمان !

مي گويند درد انتظار مانند درد دندان است كه تا به سر نيامده به عمق جان اثر نمي كند. ولي اي كاش درد انتظارت مثل هزاران درد دندان بود. درد فراقت بند بند وجودم را مي گدازد. نمي دانم چه وقت اين سوز هجران به سر خواهد آمد و آن لحظه باورنكردني برايم به وقوع خواهد پيوست.

يا صاحب الزمان !

تا كي در آسمان به پرنده خيره شوم؟تا كي در پياده روي نگراني انتظار قدم زنم؟تا كي گل هاي سرخ را به يادت بر پرده ها سنجاق كنم؟و تا كي شب هاي جمعه به يادت بخوانم: سلام علي آل ياسين؟

چشم به راهم و در انتظارت، تا با دلي سوخته از فراقت در نيمه شعبان براي خدمت گذاريت كمر همت بندم.

« تا يار كه را خواهد و ميلش به كه افتد. »

نوشته شده توسط نرگس و نرجس در و ساعت

ای خوش از تن کوچ کردن...

ای خوش از تن کوچ کردن...

ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن

روی، مانند پری، از خلق، پنهان داشتن

همچو عيسی، بی پر و بال، بر گردون شدن

کشتی صبر اندرين دريا درافکندن چو نوح

ديده و دل، فارغ از آشوب طوفان داشتن

در هجوم ترکتازان و کمانداران عشق

سينه ای آماده، بهر تير باران داشتن

روشنی دادن دل تاريک را با نور علم

در دل شب، پرتو خورشيد رخشان داشتن

همچو پاکان، گنج در کنج قناعت يافتن

مور قانع بودن و ملک سليمان داشتن!

غزلی از پروين اعتصامی

 

 

نوشته شده توسط نرگس و نرجس در و ساعت

خدا یعنی...

خدا يعنی...

خدا يعنی که والشمس و ضحيها

خدا يعنی قسم بر آسمان ها

خدا يعنی که يک عالم ستاره

چكيده روی دست کهکشانها

***

خدا يعنی که يک گل با اجازه

کنار خانه ی پروانه روييد

خدا يعنی برای خاطر گل

دوباره چشمه ای از سنگ جوشيد

***

خدا يعنی پرستوها قشنگند

خدا يعنی که دريا هست آبی

خدا يعنی برای پرسش شب

هميشه يک جواب آفتابی

***

خدا يعنی که ماهی ضرب در آب

خدا يعنی که جمع بال و پرواز

خدا يعنی که پايان پرستو

خدا يعنی که هر چيزی از آغاز

***

خدا يعنی سجود قطره بر خاک

خدا يعنی رکوع برگ در باد

خدا يعنی تشهدهای باران

همان وقتی که گل را آب می داد

***

خدا يعنی که و الليل اذا يسر

خدا يعنی که حتی مطلع الفجر

خدا يعنی له و ما فی السماوات

خدا يعنی خدا يعنی . . .

عرفان نظر آهاری

 

نوشته شده توسط نرگس و نرجس در و ساعت

از سرزمین ونوس...

خدايا ،

   من بی تابم

  بی تاب لحظه های حضورت

   ای کاش،

                      هميشه بيايی !

نوشته شده توسط نرگس و نرجس در و ساعت

می توانی لبخند بزنی

من دیدم تو را

که لبخند می زدی به احساس من

من شنیدم

که هزار بارگفتی دوستت دارم

من احساس کردم که

دست های لرزانم را گرفتی و تابستان شدی!

من دیدم و شنیدم و احساس کردم... من...

این فلسفه ی بیدارشدن از خواب عجیب مرا اذیت می کند.

می دانم که ناراحتت کردم

می توانی دعوایم کنی

می توانی به احساسم سیلی بزنی

می توانی شعری که امروز چشم انتظار بازگشتت است بگذاری و ...

یک کار دیگر هم می توانی بکنی

می توانی لبخند بزنی...

                                                                  دوستدار تو...                                                        

نوشته شده توسط نرگس و نرجس در و ساعت

سجاده ای بی فرشته

هرگاه پنجره ی دلم را رو به آسمان می گشایم احساس می کنم نسیمی ملایم چهره ام را نوازش می کند و با من به نجوا می نشیند که...

ای اشرف مخلوقات خالق، ای تو که شیطان، آن که روزی جای تو را داشت، در برابر روح سرشار از عطشت سر برآورده؛ ای تو که خداوند، آن رزاق روزی دهنده، باران لطفش را بر تو فرود آورده و روحت را با پاکی آفرید و از تو خواست که آن را با ریسمانی از جنس گوهر احساس به او وصل دهی؛ اما آیا تو امانت دار خوبی بوده ای؟

سالهاست در انتظار معجزه ای از سوی کردگار رو به خانه ی دلها ایستاده ام، تک تک غنچه های بلورین دلم را چون دسته گلی ساخته ام و اشک ریختم، اما حتی یک نسیم هم نوزید! ناگهان نگاهم رو به فرشتهای که دلش را با خدا وصل داده بود فرود آمد،. درنگ نکردم؛ به جایی رسیدم؛ اطراف را که نگاه کردم سجاده ام را تهی از فرشته ای کوچک یافتم. یادم افتاد که ان قبله گاه روزی جای من بود!!!

ردای عبادت را پوشیدم، تاج بندگی را بر سر نهادم، و کبوتر دلم را بسوی معبود پر دادم...

نوشته شده توسط نرگس و نرجس در و ساعت

: درباره وبلاگ :

خداكندكه بيايد مسافري که نيامد وكوچه كوچه بنازم به عابري كه نيامد دوباره مثل گذشته تمام فاصله هارا غزل غزل بنويسم به شاعري كه نيامد هميشه غربت اينجافقط نصيب دل من نیست شريك غربت من كومهاجري كه نيامد شكست بغض غرورم در انتظار عزيزي دعا كنيد بيايدمسافري كه نيامد

: منوی اصلي :

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب

: آرشيو :

87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30

: پيوندها :

ღ♥ღدست نوشته هاي يه پسرღ♥ღ
ღ♥ღ مربع مستطيل عشقღ♥ღ
ღ♥ღرویای خیسღ♥ღ
ღ♥ღچه سخته انتظارღ♥ღ
ღ♥ღدنياي قلم ღ♥ღ
ღ♥ღصداي باران ღ♥ღ
ღ♥ღحيوانات ღ♥ღ
ღ♥ღ تپش هاي عاشقانه قلبمღ♥ღ
ღ♥ღپاتوق جوانان ღ♥ღ
ღ♥ღستاره شبღ♥ღ
ღ♥ღماسه سرگردانღ♥ღ
ღ♥ღ*رفتني كه باز آمدني در پيش نيست*ღ♥ღ
ღ♥ღدلتنگي هاي خودمღ♥ღ
ღ♥ღسايه روشن ღ♥ღ
ღ♥ღمطالب جالب آغوزداربن ღ♥ღ
ღ♥ღجاده زندگي-كوچه عشق ღ♥ღ
ღ♥ღوبلاگ شخصي محسن افشانيღ♥ღ
ღ♥ღناشنيده هاღ♥ღ
ღ♥ღاز ناله هاي مرگ تانغمه هاي زندگي ( حتما ببينيدش)ღ♥ღ
ღ♥ღمرگ عشقღ♥ღ
ღ♥ღ عشق ღ♥ღ
ღ♥ღgold girlღ♥ღ
ღ♥ღحرفاي خودمونيღ♥ღ
***در پهنای دل***
:: سرباز امام زمان ::

: آمار وبلاگ :

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

: طراح قالب :


Sarbaze Imam Zaman